سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

577

تاريخ ايران ( فارسى )

مورد حمله واقع شده و او را بعجله به كمك طلبيدند . وى باستخلاص قسمت مزبور شتافت ولى به رسيدن به عقب قشون دوباره بجلو كه از دشمن آسيب ديده بود احضار شد . اين‌جا جناح راست مورد حملهء سخت واقع گرديد و امپراطور از كثرت عجله و شتاب فرصت نكرد كاملا مسلح شود و ناچار بدون چار آينه براى تحريص و تشجيع افواج خود بجنگ شتافته و مردانه پيكار ميكرد و در حينى كه علائم فيروزى داشت ظاهر ميشد كه يك دفعه زوبينى از دشمن به طرف او پرتاب شده و ضربت مهلكى بر پهلوى راستش وارد آمد و با همان حال جراحت ويرا به اردو برگردانيدند . اين خبر هيجانى در لشكريان او توليد كرده با تمام قوا مستعد و آماده شدند كه انتقام خون او را بكشند و لذا پىدرپى بايرانيان حمله برده و با دادن تلفات زياد آنان را عقب راندند . در اين اثناء ژولين كوشيد كه سوار بر اسب شود ليكن ديد نميتواند ناچار تن بمرگ داده و بدين ترتيب او دليرانه در ميدان جنگ درگذشت و از عمرش اينوقت بيش از سى و يك سال نگذشته بود . اميانوس مينويسد كه « ژولين حقيقة مظهر شجاعت و دلاورى بوده - است » تاثيرى كه او بر دشمنان رشيد و جوانمرد خود بخشيده است از اينجا ميتوان آن را خوب فهميد كه صورت او در نقاشيهاى ايرانى به شكل شيرى نموده شده است كه از دهان وى آتش شراره مىزند و صورت مزبور در نزد ايرانيان كنايه از شجاعت بوده و هست . رد شدن پنج ولايت و نصيبين به شاپور 363 ميلادى پس از مرگ ژولين ، ژوين يكى از افسران معروف بجاى نامبرده به امپراطورى برگزيده شد ، وى در همان روز انتخابش يك جنگ ديگرى با ايرانيان نمود كه منتها درجهء حرارت و حدت را از خود بروز داده و بعد با سپاه خويش به طرف سامره حركت كرد . روميان چهار روز ديگر كنار دجله راه پيمودند ولى حمله و هجوم دشمن بقدرى سخت و هولناك بود كه در اينمدت فقط هيجده ميل توانستند طى مسافت كنند . سپاهيان روم اينوقت بدرجهء مرعوب گرديدند كه براى اينكه از چنگ ايرانيان خلاص شده پس از چند روز طى مسافت اجبارى خودشان را در آنطرف دجله بمرز روم برسانند جدا و با فرياد و فغان درخواست